تبليغاتX
من از ناکجا آبادم
و او ...
دیروز از یکی از دوستان حظور طلبیدم.

اما نبود.

امروز هست اما من نیستم.

همچنان که با خود زمزمه می کنم: چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.

چشم هایی که هر روز صبح به امیدی خیس می گردند.

لحظاتی در زندگی با تمام وجود احساس خستگی می کنم

چنان که دیگر انتظار هم از من بر نمی اید. و شاید حتی خواب نیز نمی تواند بیاید.

بگذریم. میدانم که میدانم. بگذریم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 17:22  توسط مصطفی  | 

تنها ریگ زاران دامنه میدانند

در هجرانی این هوا

وای چه توفانی از خاطرات صخره پنهان است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 21:27  توسط مصطفی  | 

تئوری تنها زمانی قادر است توده­ها را دريابد که به انسان بپردازد و زمانی به انسان می­پردازد که راديکال شود. راديکال شدن يعنی دست به ريشه بردن؛ و ريشه­ی انسان چيزی نيست جز خود انسان. ?مارکس/ نقد فلسفه حق هگل
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 8:57  توسط مصطفی  | 

انقلاب‌های ِ عمومي بغض‌هايی هستند که ناشيانه می‌ترکند. اوژن يونسکو (Eugéne Ionesco) «آدم‌کش»
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 8:29  توسط مصطفی  | 

چرا به ياد نمي آورم؟ به گمانم تو حرفي براي گفتن داشتي

 

هرگز هيچ شبي ديدگان تو را نبوسيد.

 

گفتي مراقب انار و آينه باش!

 

گفتي از كنار پنجره چيزي شبيه يك پرنده گذشت..

 

عاشق شدن در دي ماه.. مردن به وقت شهريور!

 

 

 

 

چرا به ياد نمي آورم؟هميشه ي بودن با هم بودن نيست.

 

گفتي از سايه روشن گريه هات

 

دسته گلي بنفش براي او خواهي آورد.

 

يكي از همين دو سه واژه را به ياد نمي آورم..

 

هميشه پيش از يكي..سفرهاي ديگري در پي است.

 

 

 

 

چرا به ياد نمي آورم؟مرا از به ياد آوردن آسمان و ترانه

 

ترسانده اند.

 

مرا از به ياد آوردن تو و تغزل تنهايي ترسانده اند.

 

گفتي براي بردن بوي پيرهنت برخواهي گشت.

 

من تازه از خواب يك صدف از كف هفت دريا آمده بودم.

 

انگار هزار كبوتر بچه ي منتظر

 

در پس چشمهات..دلواپسي مرا مي نگريست

 

سید علی صالحی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 13:27  توسط مصطفی  | 

با سلام

دل اگر ارام بود شاید برای مکرر نالیدن به سراغ قریبه ها نمی امد.

لرزش پلک چشمان را نمی توان از دیده دور کرد.

منتطرم که بیاید. شما نیز دعا کنید.

یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 16:49  توسط مصطفی  |