تبليغاتX
من از ناکجا آبادم
و او ...
روزي خورشيد تيره خواهد شد

دريا بيابان را خواهد پوشلند

و دهانم نام تو را نخواهد توانست گفت

زيرا روزيست كه عشقم را ترك خواهم گفت

 از كتاب "بيابان" اثر ژان گوستاو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 14:18  توسط مصطفی  | 

سلام
تازه از يه سفر چند روزه برگشتم
صبح يه پيام خيلي قشنگ به دستم رسيد:
تو را مي سپارم به دل تا نميرد...
اين يعني كلي انرژي
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 13:48  توسط مصطفی  | 

خسته ام . . . خسته از خستگی خسته کننده ی تنم که مرا سخت شکست

خسته ام . . . خسته از مردم این شهر غریب

همشان خفته به خواب خوش خرگوشی خویش

که به خودخواهی خویش من و هر عشق مرا همه بر دار کشند

خسته ام. . .  خسته از لشکر تکرار زمان

که به سرکردگی ثانیه ها همه ی عمر،مرا غارت کرد....

خیلی خسته ام این روزا

کاش دنیا زودتر تموم بشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 18:59  توسط مصطفی  |