|
و او ...
|
عزیزی این روزها اشفته است
می گوید به فکر پروازم اما بال و پرم را بسته اند
می گوید شوق پرواز مهم تر است
من برایش از داستان کرم ابریشم نوشتم
که: کرم ابریشم مدتها با امید بسیار به دور خویش پیله ی تنهایی می بافد تا که روزی پرهایش باز شوند و پیله را سوراخ و به سمت ازادی پرواز کند
اما ما ادمیان در این دنیا پیله تنهایی را هر روز محکم تر می بافیم اما دریغ از امید پرواز.
دلتان را درد نیاورم. او شوق و امید را در اراده و وجود یک همراه دیده است.
و این همان خنده است.