تبليغاتX
من از ناکجا آبادم - یک تنفس
و او ...
خسته ام . . . خسته از خستگی خسته کننده ی تنم که مرا سخت شکست

خسته ام . . . خسته از مردم این شهر غریب

همشان خفته به خواب خوش خرگوشی خویش

که به خودخواهی خویش من و هر عشق مرا همه بر دار کشند

خسته ام. . .  خسته از لشکر تکرار زمان

که به سرکردگی ثانیه ها همه ی عمر،مرا غارت کرد....

خیلی خسته ام این روزا

کاش دنیا زودتر تموم بشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 18:59  توسط مصطفی  |